«بِسمِ اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
 
نمای کلی
راهکارهای ترویج حجاب؛ آموزش و رسانه
۱- آغاز حرکت از اصحاب فرهنگ
۲- رسانه؛ فقط انتقال پیام نیست، ساختن ذهنیت است
۳- هر گروه فرهنگی چه نقشی در ترویج درست حجاب دارد؟
نقش فیلمسازان و سریال‌سازان
نقش نویسندگان و داستان‌نویسان
نقش شاعران و ادیبان
نقش معلمان و مربیان و اساتید دانشگاه
۴- ضرورت تولید گسترده، متنوع و فاخر فرهنگی
۵- ضرورت تدوین چارچوب فرهنگی برای تولیدات رسانه‌ای
۶- گفت‌وگو با هنرمندان؛ مسیر اقناع فرهنگی
جمع‌بندی

راهکارهای ترویج حجاب؛ آموزش و رسانه

این سومین بخش از یک بحث پیوسته درباره مسئله حجاب است. در مقاله نخست «گشت ارشاد و بن‌بست مصنوعی مسئله حجاب» درباره یک نگاه اشتباه که در جامعه توسط برخی ترویج داده می‌شود صحبت کردیم؛ نگاهی که مسئله حجاب را در یک دوگانه محدود خلاصه می‌کند: یا باید فقط از گشت ارشاد استفاده کرد یا اساساً موضوع حجاب را کنار گذاشت. توضیح دادیم که این تصور، یک بن‌بست مصنوعی ایجاد می‌کند؛ زیرا مسائل فرهنگی و اجتماعی معمولاً با یک ابزار و یک روش حل نمی‌شوند.
 
در مقاله دوم «راهکارهای ترویج حجاب؛ اصلاح نگاه»، به یکی از مهم‌ترین پایه‌های ترویج حجاب پرداختیم؛ یعنی «اصلاح نگاه به زن و ارزش‌های حقیقی او». توضیح دادیم که حجاب در نگاه اسلامی یک موضوع جدا از سایر مفاهیم انسانی نیست، بلکه با مفاهیمی مانند کرامت زن، خانواده، مادری، حیا، اخلاق اجتماعی و سبک زندگی پیوند دارد.
 
حجاب زمانی در جامعه تقویت می‌شود که ابتدا تصویر درست و جذابی از زن، خانواده و سبک زندگی مطلوب در ذهن مردم شکل بگیرد. اگر جامعه‌ای ارزش‌های مرتبط با زن را درست نشناسد، طبیعی است که درباره حجاب نیز دچار سوءبرداشت شود.
 
اما پس از پذیرش این اصل، یک سؤال مهم مطرح می‌شود: چه کسانی باید این تصویر درست را در جامعه ایجاد کنند؟
 
پاسخ، ما را به نقش مهم اصحاب فرهنگ، آموزش و رسانه می‌رساند.
 

۱- آغاز حرکت از اصحاب فرهنگ

وقتی درباره تغییر یک فرهنگ صحبت می‌کنیم، نخستین گروهی که باید مورد توجه قرار گیرند، کسانی هستند که در ساختن ذهن جامعه نقش دارند؛ نویسندگان، فیلمسازان، شاعران، معلمان، استادان دانشگاه، روحانیون، مشاوران، فعالان رسانه‌ای و همه کسانی که به نوعی با افکار عمومی ارتباط دارند.
 
آنها خود قبل از همه به نیاز به اصلاح نگاه درباره زن دارند، زیرا یک اصل مهم وجود دارد: کسی که می‌خواهد یک ارزش را در جامعه تبیین کند، ابتدا باید خودش آن ارزش را درست فهمیده باشد.
 
اگر یک نویسنده یا فیلمساز، حجاب را فقط یک دستور ظاهری و محدودکننده ببیند، طبیعی است که محصول فرهنگی او نیز همین نگاه ناقص را منتقل خواهد کرد. اما اگر حجاب را بخشی از یک منظومه بزرگ‌تر بداند؛ منظومه‌ای که با کرامت انسان، آرامش خانواده، هویت زن و سلامت اخلاقی جامعه ارتباط دارد، می‌تواند روایت متفاوت و عمیق‌تری ارائه کند.
 
در نگاه اسلامی، حجاب فقط درباره پوشاندن ظاهر نیست؛ بلکه بخشی از نظامی است که برای حفظ ارزش انسان طراحی شده است. قرآن کریم درباره فلسفه برخی احکام مرتبط با پوشش می‌فرماید:
 
«ذَٰلِکَ أَدْنَىٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ»
پوشیدن چادر نزدیک‌تر است به اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.  (احزاب، ۵۹)
 
این آیه نشان می‌دهد که مسئله پوشش در نگاه قرآن، ارتباطی با حضور اجتماعی، هویت انسانی و نوع نگاه جامعه به زن دارد. بنابراین اولین قدم این است که اصحاب فرهنگ، خودشان درک عمیقی از این موضوع پیدا کنند که در مقاله قبل درباره‌اش مفصل گفت‌وگو شد.
 
باید درباره پرسش‌های اساسی در این باره گفت‌وگو شود:
چرا انسان در بسیاری از فرهنگ‌های تاریخی برای پوشش اهمیت قائل بوده است؟
چرا اسلام میان پوشش، حیا و کرامت انسانی ارتباط برقرار کرده است؟
آیا آزادی فردی بدون توجه به مسئولیت اجتماعی معنا دارد؟
چرا باید هر جامعه‌ای فرهنگ پوششی خودش را حفظ کند و مقهور فرهنگ‌های مهاجم نشود؟
چرا باید میان حضور اجتماعی زن و حفظ شأن انسانی او جمع کرد؟
چرا خانواده و نقش مادری، یک نقش کوچک و منزوی‌کننده نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین نقش‌های اجتماعی انسان است؟
 
اگر این پرسش‌ها پاسخ منطقی و اقناع‌کننده دریافت نکنند، روایت‌های رقیب جای آنها را پر خواهند کرد. نسل جدید بیش از هر چیز نیازمند گفت‌وگو است؛ نه صرفاً شنیدن پاسخ‌های آماده. جوان امروز باید احساس کند پرسش‌هایش دیده شده و پاسخ‌ها بر پایه عقل، منطق و احترام ارائه می‌شوند.
 

 

۲- رسانه؛ فقط انتقال پیام نیست، ساختن ذهنیت است

یکی از مهم‌ترین اشتباهات در حوزه فرهنگ این است که تصور کنیم رسانه فقط زمانی درباره یک موضوع پیام می‌دهد که مستقیماً درباره آن صحبت کند. در حالی که رسانه، حتی زمانی که درباره موضوعی دیگر حرف می‌زند، در حال ساختن تصویر ذهنی مخاطب است.
 
یک فیلم درباره مسائل اقتصادی، یک سریال خانوادگی، یک برنامه طنز یا حتی یک داستان عاشقانه، همواره درباره ارزش‌ها نیز پیام منتقل می‌کند. مخاطب از طریق شخصیت‌ها یاد می‌گیرد:
چه کسی موفق است؟
چه کسی محترم است؟
چه سبک زندگی‌ای جذاب است؟
چه کسی الگوی زندگی محسوب می‌شود؟
خانواده چه جایگاهی دارد؟
زن چگونه باید دیده شود؟
 
به همین دلیل، اگر در یک مجموعه تلویزیونی یا فیلم، شخصیت‌های موفق، مستقل، باهوش و اثرگذار همیشه کسانی باشند که هیچ نشانه‌ای از هویت دینی و پوشش متناسب ندارند، اما شخصیت‌های ضعیف، عقب‌مانده یا مورد تمسخر با ظاهر مذهبی نمایش داده شوند، مخاطب به‌تدریج یک پیام ناخودآگاه دریافت می‌کند.
 
پیام این نیست که نویسنده صریحاً چنین چیزی گفته باشد؛ بلکه ذهن مخاطب از کنار هم قرار دادن تصاویر، نتیجه‌گیری می‌کند.
 
همین مسئله درباره خانواده نیز صدق می‌کند. اگر زن خانه‌دار در آثار نمایشی همیشه شخصیتی ساده‌لوح، بی‌اطلاع، خسته‌کننده و عقب‌مانده نشان داده شود و طنز اثر بر پایه تمسخر او شکل بگیرد، در ذهن مخاطب این تصور ایجاد می‌شود که نقش مادری و خانه‌داری، نشانه ضعف اجتماعی است.
 
در مقابل، رسانه باید بتواند نشان دهد که زن خانه‌دار انسانی آگاه، با شخصیت، اثرگذار و دارای نقش مهم در ساختن آینده جامعه است، واقعیتی که در جامعه ما وجود دارد و عامدانه سانسور می‌شود. این دست از مباحث باید بین هنرمندان و روحانیون و دانشگاهیان به صورت گفت‌وگوهای همدلانه مورد بررسی و همفکری قرار بگیرد و از سوی دیگر به عنوان یکی از مهم‌ترین معیارهای ساخت و ترویج آثار فرهنگی به صورت قانونی لحاظ شود.
 

 

۳- هر گروه فرهنگی چه نقشی در ترویج درست حجاب دارد؟

اگر بخواهیم حجاب به یک فرهنگ پایدار تبدیل شود، نمی‌توان تنها از یک گروه خاص انتظار داشت که این مسئولیت را بر عهده بگیرد. فرهنگ زمانی تغییر می‌کند که همه کسانی که در شکل‌دهی ذهن جامعه نقش دارند، در این مسیر فعال شوند. هر گروه فرهنگی می‌تواند از زاویه‌ای خاص به این موضوع کمک کند.
 

نقش فیلمسازان و سریال‌سازان

فیلم و سریال از اثرگذارترین ابزارهای شکل‌دهی ذهن جامعه هستند. بسیاری از مردم، پیش از آنکه درباره یک موضوع مطالعه کنند، آن را از طریق تصاویر و داستان‌ها می‌شناسند.
 
یک فیلمساز لازم نیست همیشه درباره حجاب فیلم بسازد یا شخصیت‌های داستانش دائماً درباره این موضوع صحبت کنند؛ بلکه مهم این است که در روایت‌های مختلف، تصویر درستی از زن، خانواده و سبک زندگی ارائه دهد. برای مثال: اگر داستان فیلم درباره یک پزشک، استاد دانشگاه، کارآفرین، هنرمند یا مدیر موفق زن است، می‌توان نشان داد که یک زن می‌تواند هم در عرصه اجتماعی فعال و موفق باشد و هم هویت فرهنگی و پوشش خود را حفظ کند.
 
اگر فیلمی درباره خانواده ساخته می‌شود، باید نشان دهد که مادری و همسری، نشانه عقب‌ماندگی یا شکست اجتماعی نیست؛ بلکه یک نقش انسانی بزرگ و اثرگذار است و چگونه مهرورزی مادرانه او در ساخت آینده فرزند و جامعه اثر گذاشته است.
 
اگر قرار است شخصیتی با حجاب نمایش داده شود، نباید همیشه او را فردی منفعل، بدون اعتمادبه‌نفس، کم‌اطلاع یا خارج از جریان جامعه نشان داد. همان‌طور که شخصیت منفی داستان نباید دارای ظاهر مذهبی باشد.
از حقایق جامعه ما این است که اکثر بانوان جامعه در هر شغل و منصبی که هستند، وفادار به پوشش فرهنگی ایرانی‌-اسلامی هستند و آن را در درجات مختلف رعایت می‌کنند، رسانه باید این شخصیت‌های با حجاب را به درستی نشان دهد؛ زنانی که:
اندیشمند هستند
توانایی حل مسئله دارند
در جامعه حضور فعال دارند
دارای شخصیت قوی هستند
و در عین حال هویت دینی خود را حفظ کرده‌اند.
 
همچنین فیلمساز می‌تواند بدون شعار دادن، آثار برخی سبک‌های زندگی را نیز نشان دهد. برای مثال، می‌تواند پیامدهای فردی و اجتماعی روابط ناسالم، نگاه ابزاری به زن، تبدیل شدن انسان به کالا در فضای تبلیغاتی و آسیب‌های فروپاشی خانواده را به شکل هنرمندانه روایت کند.
 
هدف این نیست که اثر هنری تبدیل به سخنرانی شود؛ بلکه هنر باید حقیقت زندگی را با زبان خودش نشان دهد.
 

نقش نویسندگان و داستان‌نویسان

داستان، یکی از قدیمی‌ترین راه‌های انتقال ارزش‌هاست. انسان‌ها معمولاً با شخصیت‌ها و قصه‌ها ارتباط عاطفی برقرار می‌کنند. یک نویسنده می‌تواند زنی خلق کند که در عین داشتن دغدغه‌های واقعی زندگی، هویت ارزشمند خود را حفظ کرده است. برای نمونه، قهرمان یک رمان می‌تواند زنی باشد که:
دانشمند است
در مسیر رشد علمی تلاش می‌کند
برای خانواده خود اهمیت قائل است
با مشکلات زندگی مبارزه می‌کند
و حجاب برای او یک مانع نیست، بلکه بخشی از انتخاب آگاهانه او است
و چه بسیار نمونه‌های واقعی که در دور و بر ما وجود دارد و فقط باید به آن توجه کنیم و آنها را ببینیم و داستان زندگی آنها را روایت کنیم.
 

نقش شاعران و ادیبان

شعر، زبان احساس است. بسیاری از ارزش‌ها ابتدا در قلب انسان جای می‌گیرند و بعد به رفتار تبدیل می‌شوند. شاعر می‌تواند درباره حجاب فقط با زبان توصیه صحبت نکند، بلکه از مفاهیمی مانند:عزت نفس، وقار، انتخاب آگاهانه، شخصیت انسانی، زیبایی همراه با کرامت، سخن بگوید.
 
زیرا انسان‌ها معمولاً جذب زیبایی و معنا می‌شوند، نه صرفاً دستور. شعر و ادبیات می‌توانند تصویری بسازند که در آن زن محجبه، انسانی زنده، زیبا، امیدوار و دارای آرزوهای بزرگ است.
 

نقش معلمان و مربیان و اساتید دانشگاه

مدرسه یکی از مهم‌ترین محیط‌های شکل‌گیری شخصیت است. برخورد معلم با موضوع حجاب می‌تواند تأثیر بسیار زیادی بر نگاه دانش‌آموز داشته باشد. اگر دانش‌آموز احساس کند که درباره یک موضوع فقط با دستور و توبیخ با او صحبت می‌شود، احتمالاً مقاومت ذهنی پیدا می‌کند.
اما اگر معلم بتواند با گفت‌وگو، احترام و پاسخ منطقی به پرسش‌ها نزدیک شود، زمینه پذیرش بیشتر خواهد شد. برای مثال، یک معلم می‌تواند در درس‌های مختلف، متناسب با موضوع، درباره مفاهیمی مانند: احترام به خود، ارزش انسان، شخصیت اجتماعی، تأثیر تبلیغات بر انتخاب‌های ما، نقش رسانه در شکل دادن به خواسته‌ها صحبت کند. او می‌تواند در این راستا فیلم‌ها، کتاب‌ها، شعرهای خوب را معرفی کند و درباره آن گفت‌وگو کند.
 
حجاب نباید برای نوجوان فقط یک «باید و نباید» بدون معنا باشد؛ بلکه باید بفهمد پشت این انتخاب چه نگرشی درباره انسان وجود دارد.
بنابراین بسیاری از گروه‌های مختلف مانند مشاوران، روحانیون و خانواده‌ها می‌توانند در حیطه خود برای این حل این مسئله کار کنند.

 

۴- ضرورت تولید گسترده، متنوع و فاخر فرهنگی

یکی از ضعف‌های مهم در بسیاری از موضوعات فرهنگی این است که گاهی تصور می‌شود با تولید چند اثر محدود و مناسبتی می‌توان یک جریان فرهنگی ایجاد کرد. در حالی که فرهنگ با تکرار هوشمندانه، استمرار و حضور دائمی ساخته می‌شود.
 
اگر جریان‌های فرهنگی رقیب سال‌ها و با هزاران محصول رسانه‌ای یک سبک زندگی را تبلیغ می‌کنند، نمی‌توان انتظار داشت با چند برنامه محدود، ذهن جامعه تغییر کند. البته منظور از تولید زیاد، تولید آثار شعاری و غیر جذاب نیست. حجاب باید در فیلم، سریال، ادبیات، موسیقی، فضای مجازی، بازی‌های رایانه‌ای و محصولات فرهنگی حضور طبیعی داشته باشد؛ نه اینکه فقط در قالب پیام‌های مستقیم و تبلیغاتی ظاهر شود.
 
اما از تکرار نباید ترسید. برای مثال کسی که می‌خواهد رستوران یا فروشگاه لباس یا تعمیرگاه لوازم خانگی راه بیندازد، آیا به بهانه وجود یک رستوران در محله، از کار خود منصرف می‌شود؟!
پس تکرار به خودی خود نه چیزی را اثبات می‌کند و نه نفی. ملاک، نیاز جامعه است. جامعه ما امروز درباره حجاب، به چند برابر آنچه تا کنون تولید شده نیاز دارد. هر کسی، در هر جایگاهی که هست، باید به این موضوع بیندیشد و سهم خود را در افزودن به محصولات فرهنگی این عرصه ایفا کند.
 

 

۵- ضرورت تدوین چارچوب فرهنگی برای تولیدات رسانه‌ای

با توجه به نقش عمیق رسانه در شکل‌دهی ذهن جامعه، نمی‌توان انتظار داشت که مسئله‌ای مانند حجاب فقط با توصیه‌های عمومی و تولید چند اثر پراکنده تقویت شود.
 
همان‌طور که برای موضوعات مختلف فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی وجود دارد، در حوزه فرهنگ نیز باید چارچوب‌های مشخصی طراحی شود. البته احتمالا چهارچوب‌های سلبی برای تولیدات رسانه‌ای وجود دارد که البته به درستی اجرا نمی‌شود؛ مانند این که بازیگران زن باید با حجاب در جلوی دوربین حاضر شوند؛ اما منظور ما از این چارچوب فرهنگی چارچوب ایجابی است. باید نکاتی به نفع ترویج و اصلاح نگاه عمومی به حجاب در فیلم‌ها ایجاد شود.
 
هدف از این چارچوب‌های ایجابی، محدود کردن هنر نیست؛ بلکه استفاده از هنر به نفع ترویج فرهنگ سالم و غنی بومی است. برای مثال، می‌توان معیارهایی برای تولیدات فرهنگی تعریف کرد:
باید شخصیت‌های زن مثبت در اثر هنری، تصویری واقعی و محترمانه داشته باشند.
خانواده باید به عنوان حامی انسان‌ها و مربی اصلی انسان‌های موفق نشان داده شود. نه به عنوان یک مانع یا محدودیت.
نقش مادری و همسری باید متعالی، جذاب نشان داده شود نه به صورت تحقیر شده یا نگاه عقب‌مانده.
مادر خانه دار باید در مجموع زنی با کرامت و با فرهنگ و مؤثر در ساخت جامعه سالم به نمایش در بیاید.
اثر باید بدون آنکه شعاری باشد، امکان نمایش هویت فرهنگی جامعه را فراهم کند.
 
این نوع نگاه، در بسیاری از نظام‌های فرهنگی دنیا نیز وجود دارد. هیچ کشوری نسبت به تولیدات فرهنگی خود کاملاً بی‌تفاوت نیست؛ زیرا می‌داند فیلم، سریال و رسانه فقط سرگرمی نیستند، بلکه سازنده ذهنیت نسل آینده‌اند.
 
نهادهایی مانند حوزه‌های علمیه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با همکاری و همراهی سازمان‌های فرهنگی و مجموعه‌های متولی رسانه باید به جای نگاه مقطعی و واکنشی، یک نقشه راه جامع برای حضور ارزش‌های فرهنگی در محصولات رسانه‌ای طراحی کنند.
 
دوباره تأکید می‌کنیم که این به معنای دخالت مستقیم در فرآیند خلاقیت هنرمند یا تبدیل هنر به ابزار تبلیغاتی نیست؛ بلکه به معنای مشخص کردن اصولی است که هر جامعه‌ای برای حفظ هویت فرهنگی خود به آنها نیاز دارد.
 
همان‌طور که یک فیلم یا سریال نمی‌تواند نسبت به مسائل مهمی مانند خشونت، مواد مخدر، خانواده یا مسائل اجتماعی بی‌تفاوت باشد، نسبت به تصویرسازی از زن و خانواده نیز نمی‌تواند کاملاً بدون توجه به آثار فرهنگی خود عمل کند.
 
برای مثال، ممکن است یک فیلم هیچ ارتباط مستقیمی با موضوع حجاب نداشته باشد؛ داستان درباره یک مسئله اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی یا حتی پلیسی باشد. اما سازندگان اثر، چه بخواهند و چه نخواهند، در حال ارائه یک تصویر از زن و سبک زندگی هستند. سؤال مهم این است:
بعد از دیدن این فیلم، مخاطب چه تصویری از زن موفق در ذهن خود خواهد داشت؟
آیا زن موفق فقط کسی است که شبیه الگوهای تبلیغاتی رایج باشد و هیچ نشانه‌ای از هویت فرهنگی جامعه خود نداشته باشد؟
آیا زن محجبه باید همیشه در نقش فردی ضعیف، سنتی، ناآگاه یا خارج از جریان اصلی جامعه ظاهر شود؟
آیا زن خانه‌دار باید همیشه شخصیتی خسته، عقب‌مانده و سوژه طنزهای تحقیرآمیز باشد؟
 
پاسخ به این پرسش‌ها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بخش زیادی از پیام‌های فرهنگی، نه از طریق دیالوگ، بلکه از طریق تصویر منتقل می‌شوند.
 

تصویرسازی درست؛ شرط مهم اثرگذاری فرهنگی

فرض کنیم در یک سریال، شخصیت اصلی یک زن دانشمند، مدیر، کارآفرین یا فردی اثرگذار است؛ اما نوع پوشش و سبک زندگی او کاملاً جدا از هویت فرهنگی جامعه نشان داده می‌شود. در مقابل، یک شخصیت ضعیف، ساده‌لوح یا شکست‌خورده با ظاهری مذهبی نمایش داده می‌شود. حتی اگر نویسنده هیچ جمله‌ای علیه حجاب نگفته باشد، ذهن مخاطب ممکن است میان «موفقیت» و «سبک زندگی خاص» ارتباط ایجاد کند.
 
این همان چیزی است که در علوم ارتباطات از آن به عنوان اثرگذاری غیرمستقیم رسانه یاد می‌شود. رسانه فقط نمی‌گوید «چه فکر کنید»، بلکه به تدریج نشان می‌دهد «چه چیزی ارزشمند است». به همین دلیل لازم است در تولیدات فرهنگی، نگاه دقیق‌تری به شخصیت‌پردازی وجود داشته باشد. زن محجبه باید بتواند در آثار هنری:
شخصیت واقعی غیر تصنعی داشته باشد
آرزو و دغدغه داشته باشد
موفقیت و شکست را تجربه کند
اهل فکر و انتخاب باشد
و مانند هر انسان دیگری با مسائل زندگی روبه‌رو شود.

زیرا انسان‌ها با شخصیت‌های واقعی ارتباط برقرار می‌کنند، نه با تصویرهای مصنوعی و شعاری.

 

 

۶- گفت‌وگو با هنرمندان؛ مسیر اقناع فرهنگی

یکی از اشتباهات مهم در فعالیت‌های فرهنگی این است که تصور شود با دستور صرف می‌توان یک ارزش را در جامعه تثبیت کرد.
فرهنگ، پیش از آنکه با قانون تغییر کند، با فهم و باور تغییر می‌کند. به همین دلیل، اگر قرار است هنرمندان و اصحاب رسانه در مسیر تقویت حجاب نقش‌آفرینی کنند، باید ابتدا با آنها گفت‌وگوی عمیق و محترمانه صورت گیرد.
 
باید پرسش‌های آنان شنیده شود. باید درباره فلسفه این موضوع، آثار اجتماعی آن و جایگاه زن در نگاه اسلامی گفت‌وگو شود. بسیاری از هنرمندان اگر احساس کنند یک موضوع فرهنگی با منطق، استدلال و احترام برای آنها توضیح داده شده، آمادگی بیشتری برای همراهی خواهند داشت.
 
قرآن کریم در دعوت به مسیر الهی می‌فرماید:
 
«ادعُ إِلىٰ سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وَجادِلهُم بِالَّتی هِیَ أَحسَنُ»
با حکمت و پند نیکو، به راه پروردگارت دعوت کن و به شیوه‌ای که نیکوتر است، بحث و گفتگو کن. (نحل، ۱۲۵)
 
این آیه نشان می‌دهد که روش دعوت نیز اهمیت دارد. حتی در دفاع از یک ارزش درست، اگر روش نادرست انتخاب شود، ممکن است نتیجه معکوس ایجاد کند.
 
البته گفت‌وگو و اقناع، به معنای کنار گذاشتن قانون نیست. هر جامعه‌ای برای حفظ ارزش‌ها و نظم عمومی خود، نیازمند چارچوب‌های مشخص ایجابی و سلبی به صورت تؤامان است که در بخش قبل درباره آن صحبت شد.
 
همان‌طور که در حوزه‌هایی مانند سلامت، محیط زیست، آموزش، تبلیغات و تولیدات رسانه‌ای، قوانین و استانداردهایی وجود دارد، در حوزه فرهنگ نیز باید اصول مشخصی وجود داشته باشد.
 

 

جمع‌بندی

تا اینجا درباره بخش‌هایی صحبت کردیم که بیشتر جنبه فرهنگی و ایجابی داشتند؛ از اصلاح نگاه به زن و جایگاه حجاب گرفته تا نقش مهم اصحاب فرهنگ، رسانه، آموزش و نهادهای فرهنگی در ساختن تصویر درست از این موضوع.
 
اما یک سؤال اساسی باقی می‌ماند:
 
اگر جامعه‌ای مسیر فرهنگ‌سازی، آموزش و اقناع را طی کرد، اما همچنان برخی افراد آگاهانه هنجارهای پذیرفته‌شده اجتماعی را رعایت نکردند، چه باید کرد؟ آیا همه مسئولیت اصلاح جامعه فقط بر عهده نهادهای رسمی است؟ آیا مردم در برابر وضعیت فرهنگی جامعه خود هیچ مسئولیتی ندارند؟
 
اینجاست که موضوع مهم دیگری مطرح می‌شود: مسئولیت اجتماعی مردم و نقش امر به معروف در اصلاح جامعه.
 
بنابراین پس از بررسی نقش فرهنگ، رسانه و آموزش، باید به این پرسش مهم پرداخت که مسئولیت اجتماعی مردم در حفظ ارزش‌های جامعه چگونه باید شکل بگیرد؟ تفاوت میان امر به معروف صحیح و برخوردهای نادرست چیست؟ و چگونه می‌توان از ظرفیت مردم در مسیر اصلاح اجتماعی استفاده کرد؟ این موضوع، محور مقاله بعدی خواهد بود. پیشنهاد می‌کنیم مقاله بعدی را در این رابطه مطالعه بفرمایید. [لینک مقاله چهارم «راهکارهای ترویج حجاب؛ مسئولیت اجتماعی و آسان‌سازی حجاب]